سيد احمد على خسروى
64
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
در بسائط و انواع مركبّه نبض است و بدل شدن نبض عريض بضيّق ديد مىفهمد كه مسهل نه يا ده مرتبه كار كرده است و و اگر احساس نمود بحدّى بين عريض و ضيق حكم مىكند به اينكه دو يا سه مرتبه اجابت كرده است و اگر به حال روز قبل ديد نبض مريض را مىفهمد كه هيچ كار نكرده است و يا مريض دواى مسهل را نخورده لذا خواهد گفت چرا در دادن مسهل به مريض كوتاهى و چرا از دادن و خوردن دوا خوددارى نمودهايد گفتار در نبض است بدان كه طريق شناختن بسائط نبض و انواع مركّبه آن را به دو طريق ذكر مىكنيم اوّل فردا فرد و اين را بسائط « 1 » نبض مىگويند و آنچه قابل ادراك است از بسائط بيست و يك جنس است اوّل طويل و آن زدنى است از اوعية « 2 » روح كه شريان باشد بلندتر از حال طبيعى و يا بلندتر از چهار انگشت معتدل و دليل است بر حرارة دموى « 4 » در مزاج مريض دوم قصير و آن زدنيست از شريان كه كوتاهتر باشد از حال طبيعى و دليل است بر برودة ( سردى ) مزاج مريض سيّم عريض و آن زدنى است از شريان نبض بسرانكشتها كه در عرض بيشتر باشد از حال معتدل و دليل است بر كثرة رطوبت در بدن مريض چهارم ضيق « 5 » است به اين معنى كه زدن شريان بانامل « 3 » ( سرانكشتان ) كمتر از حال طبيعى باشد پنجم شاهق است و آن زدنى است از شريان كه فرورود در انامل و به طرف فوق آيد دليل است بر حرارة ششم منخفض است و آن زدنى است از شريان كمتر از حال طبيعى دليل است بر كمى حرارة هفتم قوى است و آن زدنى است از شريان بقوّت
--> ( 1 ) بسائط جمع بسيط است يعنى تنها و مفرد نه مركب ( 2 ) اوعية يعنى ظرفهاى روح ( 3 ) سرانكشتها ( 4 ) خونى ( 5 ) يعنى باريك و اين دليل بر كمى رطوبة است